تبليغاتX
عشق صمیمیت وفا و ...
اشعار عشقولانه

love

عشق تو دل هرکی یه جوری راه پیدا میکنه

یکی می بینه عاشق میشه 

                                         یکی می شنوه عاشق میشه   یکی هم ......

خدا آدم رو آفرید اونقده دوستش داشت که از روح خودش به اون دمید دست کشید روی سرش و به خودش گفت: بابا تو دیگه کی هستی؟ عجب معرکه ای خلق کردی آفرین . ..!

آدم هم تا چشماشو باز کرد قاب دلش پر شد از عشق به خدا.  دربعضی جاها آدم و خدا لیلی ومجنون هم شدند اما  اما.... امون از بی وفایی آدمیزاد...

قدر خدا رو ندونست و حرمت عشق اون رو نگه نداشت به قوله معروف: " نمک خورد و نمکدونو شکست.... "

آره ... اون همه نعمت و رحمت خدا رو نادیده گرفت. بعد پشیمون شد و خواست دوباره برگرده .... !!   د به رو...!!   رو که نیست سنگ پای قزوینه!

خدا هم گفت: اگه می خوای توبه ات قبول بشه باید منو به این اسم ها قسم بدی ( پنج تن آل عبا )

میدونی منظور خدا چی بود!؟؟  در واقع خدا می خواست بگه: آهای خره ( البته بلا نسبت شما )

                             عاشقی که کار هر شیادی نیست

                                                    اگه می خوای عاشق بمونی و بمیری.....

                                                                       باید دلت مثل آئینه صاف و همچو آب زلال باشه  

love

روزي مرگ از زندگي پرسيد:

                                            آن چيست که باعث مي شود تو شيرين و من تلخ جلوه کنم ؟
     زندگي لبخندي زد و گفت:

                                                           دروغهايي که در من نهفته است و حقيقتي که تو در وجودت داري ...!

نظر لطفا ..!        

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 8:16 AM  توسط لیلا | 

به نـام او که از کهکشان عشق ستاره تو را به نام من کرد.

                    به نـام او که کوه ها استواری خود را از عشق او آموخته اند.   

         به نـام او که برگ برگ درختان دانه دانه شنهای زمین و تک تک ستارگان آسمان سرود عشق او را می خوانند.   

به نـام او که عشق را در قلب نهاد تا جان را عاشق   کند و سرانجام به نام نامی یار که عشقیست ماندگار به نام دوست که قلبم تا ابد با اوست .........

                           به نام خدای عشق و عاشقی ............ بــــــه نــــــام خـــــــدا

 سلامی به سردی روزهای سرد و برفی زمستون برای شمایی که همیشه و همه جا ، گرمای وجودتون باعث گرم شدن زمین و آب شدن برفا میشه . 

(جون هر کی دوست دارین اینقدر گرما از خودتون بیرون نکنید که لایه ی ازون سوراخ میشه

نفرین به این سرنوشت

میدونی وقتی خدا داشت بدرقه ات میکرد بهت چی گفت؟  جایی که میری مردمی داره که می شکننت...!      

نکنه غصه بخوری من همه جا باهاتم تو تنها نیستی ، تو کوله بارت عشق میزارم که بگذری قلب میزارم که جا بدی اشک میدم که همراهیت کنه  و مرگ که بدونی بر میگردی پیشم.  

 

 دوستت دارم

 

وقتی دلتنگ شدی به یاد بیار کسی رو که خیلی دوستت داره

وقتی دلتنگ شدی به یار بیار کسی رو که تنها امیدش توئی

وقتی پر از سکوت شدی به یاد بیار کسی رو که به صدات محتاجه

وقتی دلت خواست  از غصه بشکنه به یاد بیار کسی رو که توی دلت یه کلبه ساخته  

 

کجایی

 

 

نمیخوام بگم که قدر دنیا دوستت دارم 

چون دنیا یه روز تموم میشه

نمیخوام بگم که مثله گلی

چون گل هم یه روز پژمرده میشه

نمیخوام بگم که سیاهی چشمات مثله شبهای پر ستاره اس

چون شب هم بالاخره تموم میشه

نمیخوام بگم که مثله آب پاک و زلالی

چون آب که همیشه پاک نمی مونه

نمیخوام بگم که دوستت دارم

چون من که   اصلا دوستت ندارم

بلکه من عاشقتم.

 

دوست داشتن همیشه گفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگاه ...

       غریبه!  این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگر نگاه کنیم.

 

دختر به پسر گفت: به نظرت من قشنگم؟

 پسر گفت: نه

دختر پرسید: که تو میخوای من پیشت باشم؟

پسر گفت: نه

دختر به پسر گفت:اگه من یه روز ترکت کنم تو برام گریه میکنی؟

پسرگفت : نه

دختر در حالی که گریه میکرد و میخواست بره   که پسر دستش رو گرفت و گفت:

از نظر من تو قشنگ نیستی تو زیبایی

من نمیخوام تو پیشم باشی بلکه نیاز دارم که تو پیشم باشی

و اگه یه روز از پیشم بری من برات گریه نمیکنم بلکه  برات میمیرم.

 

قلبم  رو بهت هدیه میدم ... مواظبش باش نه به خاطر اینکه قلبمه !      به خاطر اینکه تو توشی

 

همیشه برای کسی بخند که میدونی به خاطر تو شاد میشه

واسه کسی گریه کن که میدونی وقتی غصه داری و اشک میریزی برات اشک می ریزه

برای کسی غمگین باش که در غمت شریکه

عاشقه کسی باش که واقعا دوستت داره

 

عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیست          تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست

 

تو میروی و من فقط نگاهت میکنم تعجب نکن که چرا گریه نمیکنم  بی تو یک عمر فرصت برای گریستن دارم اما برای تماشای تو همین یک لحظه باقی است

و شاید همین یک لحظه اجازه زیستن در چشمان تو را داشته باشم.

 

شیشه دل را شکستن احتیاجش سنگ نیست این دل با نگاهی سرد پرپر   میشود...!

 

آخه دل من 

 

گفتمش: دل میخری!؟   پرسید: چند؟   گفتمش: دل ماله تو تنها بخند. خنده کرد و دل ز دستانم ربود تا به خود باز آمدم او رفته بود

دل ز دستش روی خاک افتاده بود جای پایش روی دل جا مانده بود.

 

 

نه!     نرو!     صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد، ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد، مطمئن باش دوستدارت هستم .....

                                   صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو

 

خيلي دوستت دارم.   

 تو بهترين اميدها رو در قلبم اينستال کردي.عکستو در بک گراند قلبم قرار دادي.

تو روي قلبم با ملايمت کليک کردي.عشق را در زندگي من ريست کردی و تمام غمهام رو شيفت ديليت

کردي.من هر جا باشم قلبم به تو کانکته. عشق تو قلب و مغز منو هک کرده.اسم تو در جاي

جاي وجودم ادد شده یه جوری که قابل ایگنور نیست.........................

یه بوس بده

                                                                      نظر لطفا ....!!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم بهمن 1385ساعت 7:43 AM  توسط لیلا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
وقتی گلدان شکست
مادرم گفت: حیف بود! پدرم گفت: قشنگ بود! خواهرم گفت: مال من بود! برادرم گفت: گرون بود! مادر بزرگم گفت: دوستش داشتم!
ولی وقتی دل من شکست هیچ کس آه هم نگفت...!

به وبلاگ لیلا خوش آمدید.

نوشته های پیشین
اردیبهشت 1387
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
آرشیو موضوعی
عشق
صمیمیت
وفا
پیوندها
خاطره ی لحظه ها.. ليلا..!
حميد زارعي_رضا_ پوريا و جلال
عشقولانه های انگلیسی
قاصدک مسافر
باتو میگویم احساس غریبی را..
مطالب خواندی و آموزشی
زیر باران باید رفت
زندگی شاد است غمگینش نکن
چه کسی قدر من احساس تو را میفهمد..!؟
صاحبدلان
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان