![]() |
![]() |
|
| اشعار عشقولانه |
|
... و من داغدار كسي ماندهام
امروز حالم خیلی خرابِ ..! ديدي يه وقتايي اوني که خيلي دوستش داري عميقاً آزارت ميده؟ اما تو بازم دوستش داري .... بازم قبولش داري .......!!
حالا امروز حالِ من نسبت به تو همينطوره مهربونم امروز دلم بدجوري گرفته گفتم يه سر بزنم تو آرشيو ، خاطرات کشنده اي برام تــداعي شد !!!! دلسوخته رو پيدا کردم ، مهربونم چه خوب آتش زدي به اين دل از پيش سوخته .........
چه خوب معناي واژه ها رو برام به تصوير کشيدي ، وعده دادي که قيامت را بر پا مي کني و به من فرصت دادي تا امروز قيامتي رو که در بم برپا بود ببينم!!! خدايا خيلي دلم گرفته ........عمق اين دلتنگي رو فقط تو مي فهمي و خودم ...... يه وقتايي خيلي تحمل سخت ميشه مثه همين امروز مثه همین لحظه...! ![]()
در را ه رسيدن به تو گيرم كه بميرم اصلا به تو افتاد مسيرم كه بميرم يه قطره آبم كه درانديشه دريا افتاده اَم و بايد بپذيرم كه بميرم يا چشم بپوش از من و از خويش برانم يا تنگ در آغوش بگيرم كه بميرم این كوزه ترک خورده چه جای نگرانیست من ساخته از خاك كويرم كه بميرم
من ماندم که با تو بروم به سر قله احساس ... که قدم بزنيم در کوچه بن بستِ شکوه خالی از شک ... خالی از ترس ... خالی ازبيم..!!
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 10:32 AM توسط لیلا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
وقتی گلدان شکست
مادرم گفت: حیف بود! پدرم گفت: قشنگ بود! خواهرم گفت: مال من بود! برادرم گفت: گرون بود! مادر بزرگم گفت: دوستش داشتم! ولی وقتی دل من شکست هیچ کس آه هم نگفت...! به وبلاگ لیلا خوش آمدید. |
| نوشته های پیشین |
|
اردیبهشت 1387 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 |
| آرشیو موضوعی |
|
عشق صمیمیت وفا |
|
RSS
|